تخت جمشيد كجاست؟ تختجمشيد در استان فارس روي صفحه اي بنا شده كه
بيش از صدوبيست و پنج هزارمترمربع
وسعت دارد. اين صفحه بر فراز صخره اي است كه از سمت شرق پشت بهكوه مهد (كوه رحمت) داده است و از شمال،
جنوب و مغرب، درون جلگه مرودشتاست و شكل آن را مي توان يك چهارضلعي دانست كه
ابعاد تقريبي آن 455متر درجبهه
غربي، 300متر در طرف شمالي، 430متر در سوي شرقي و 390متر در سمتجنوبي است. كتيبه بزرگ داريوش بر
ديوار جبهه جنوبي تخت، صريحا گواهي مي دهد كه در اين مكان هيچ بنايي قبل از آن
وجود نداشته است. چرا تخت
جمشيد؟ براساس خشت نوشته ها
و سنگ نوشته هاي كشف شده در تخت جمشيد، نام اصلي آن پارسه است. اين نوشته ها كه روي
ديوار تچد و از زمان ساسانيان باقي مانده، در آن زمان اينجا را صد ستون مي ناميدند. در يك مقطع زماني
اينجا تخت سلمان يا مسجد سليمان ناميده شد كه نام پيامبري است كه در قرآن آمده و
مورد احترام مسلمانان است. پس از خلق شاهنامه
توسط فردوسي، جمشيد پادشاه اسطوره اي ايران باستانجانشين سليمان شد و ايرانيان گفتند شاهي كه در
اينجا بر روي تخت ها رويدست
افراد در سنگ نگاره ها نشان داده شده جمشيد است و اينجا را تخت جمشيدناميدند. اروپاييان هم به اين مكان پرسپوليس
مي گويند كه به معناي «مركزتمدن
پارس» يا «شهر پارسيان» است. آيا
داريوش، معمار تخت جمشيد است؟ ساخت تخت جمشيد كه
يكي از برترين بناهاي تاريخي جهان است،در حدود دو هزار و پانصد سال پيش به دستور داريوش
شروع و توسط جانشينان اوادامه
يافت و تغييراتي در ساختمان اوليه آن داده شد. براساس خشت نوشته هاي
پيدا شده در آنجا، تمام كساني كه در تخت جمشيد كارمي كردند حقوق مي گرفتند و در آن زمان بيمه بوده اند
و جالب است كه حتيزنان
هم در ساخت تخت جمشيد شركت داشته اند. ساخت تخت جمشيد 50سال
به طول انجاميد و در طي اين مدت معماران و هنرمنداناز چهار گوشه ايران پهناور گرد آمدند تا با مصالح و
فنون خاص خود، بناييرا
بيافرينند كه نه در آن زمان و نه هيچ زمان ديگر نمونه اي نداشته وندارد. كوروش و
تخت جمشيد دوران هخامنشي، يكي
از درخشان ترين دوره هاي تاريخيايران و جهان است. كوروش، بنيانگذار سلسله هخامنشي
بود كه در تورات بهعنوان
نجات دهنده قوم يهود از يوغ اسارت بابليان معرفي شده است. گزنفون، مورخ يوناني
سده چهارم پيش از ميلاد نيز او را فردي با درايت،بي ريا و اهل راستي كه همگان را مجذوب خويش مي ساخته،
معرفي كرده است. كوروش كه در واقع
شهريار قبايل پارس بود در سده ششم پيش از ميلاد با همپيمان ساختن اقوام آريايي تبار پارس و ماد و با
هوشمندي خارق العاده ايتوانست
بزرگ ترين امپراتوري جهان آن روز را پايه گذاري كند. او كه به سرسبزي و
خرمي نيز عشق مي ورزيد، پاسارگاد را به عنوان پايتختبرگزيد و آنجا را به صورت باغ شهري آباد و زيبا
معروف به «پرديس» درآورد. پس
از آن بود كه واژه هاي «فردوس» در عربي و «پارادايس» در انگليسي ازاين كلمه گرفته شد. كوروش، پس از فتح
بابل كه اتفاقي بسيار مهم در زمان خود بود، اعلاميه ايمنتشر كرد كه مفاد آن امروزه به عنوان اولين منشور
حقوق بشر مطرح است. پسروي
داريوش نيز زماني كه پس از او اقدام به ساخت تخت جمشيد كرد بر اصولاين اعلاميه پايبند ماند و جانشينان وي يعني
خشايارشاه و اردشير اول كه درساخت تخت جمشيد همكاري داشتند به احترام كوروش بر
روي كتبيه اي، اينمنشور
را در تخت جمشيد نصب كردند. علت ساختن
تخت جمشيد شاهان هخامنشي به جاي
يك پايتخت، با چهار پايتخت حكومتمي كردند كه در طول سال در آنها اقامت داشتند. اين
پايتخت ها در چهارمركز
اصلي تمدن هاي باستاني آن روز بنا شده بودند: بابل در قلب تمدنبين النهرين، شوش مركز تمدن عيلام، هگمتانه،
در مركز اصلي مادها وبالاخره
پارسه يا تخت جمشيد در قالب خاستگاه خود هخامنشيان، يعني خطهپارس، كه روزگاري غني ترين شهر زير آفتاب،
به شمار مي رفته است. تخت جمشيد براي
هخامنشيان ارزش والايي داشت، چرا كه به عنوان كانونبرگزاري بزرگ ترين گردهمايي جهان آن روز براي
برپايي مهم ترين مراسمآييني
و جشن هايشان محسوب مي شده است. در اين محل نمايندگان 28ساتراپييا ايالات تابع امپراتوري از دورترين نقاط
گيتي دور هم جمع مي شدند تا درحضور پادشاه، بزرگ ترين اعياد را هم چون نوروز جشن
بگيرند. روح اغماض، تسامح،
دادگري و انسان دوستي در دولتي كه به رسالت اخلاقي خودنيك آگاهي داشته و خود پرچمدار اين آرمان ها بوده
است، در معماري و هنرآن
نيز به نمايش درآمده است. تخت جمشيد، مظهر اقتدار و عظمت شاهنشاهيايران بود و هنر آن اقوام و نژادهاي گوناگون
از ليبي، اتيوپي، مصر وهندوستان،
از دانوب تا رود سند، قفقاز، آسياي ميانه، درياچه آرال وخليج فارس همه را اطمينان مي داد كه صرف نظر از
رنگ، نژاد، آيين وزبان،
اعضاء برابر يك جامعه بزرگ هستند. تخت جمشيد،
ميراثي براي تمام جهان امروزه ثبت جهاني
ميراث فرهنگي، بر اين نكته تكيه دارد كه اين آثار نه فقط به يك ملت بلكه به تمام
دنيا تعلق دارند. تخت جمشيد يا
پرسپوليس، در 4 آبان ماه 1358 با شماره 114 در فهرست ميراثجهاني كه در شهر قاهره مصر برگزار شد به ثبت
جهاني رسيد. پيش از آن نيزتخت
جمشيد در 24شهريور 1310 به ثبت آثار ملي در آمده بود. نگاهي به
قسمت هاي مختلف تخت جمشيد پلكان
ورودي دو رديف پلكان قرينه،
ورودي اصلي به تخت جمشيد را تشكيل مي دهند. هررديف پلكان شامل يكصدويازده پله است و هر پله در
حدود 7متر طول،40 سانتيمتر عرض و فقط 10سانتيمتر ارتفاع دارد. ارتفاع كم پله ها
براي راحتي بيشتر ميهمانان عالي مقام و حركت آرام وتشريفاتي آنان به سوي صفه براي شركت در مراسم
بارعام و ميهماني شاهانه درنظر
گرفته شده بود. دروازه
ملل ورود به مجموعه كاخ ها
از راه دروازه ملل انجام مي گرفت. پيكره
سنگي دو گاو عظيم در ورودي، به ميهمانان يادآوري مي كرد كه درآستانه ورود به قطب تمدن هخامنشي هستند. در بالاي جرزهاي اين
دروازه كتيبه هايي به زبان هاي پارسي، عيلامي وبابلي وجود دارد كه در آنها خشايارشاه پس از ستايش
خداوند چنين مي گويد: اين دروازه همه ملت ها را، من به خواست اهورا مزدا ساختم. بساساختمان هاي خوب ديگر در اين پارسه برپا شد
كه من و پدرم برآورديم. هر آنبنايي كه زيبا مي نمايد، همه را به تاييد
اهورامزدا، ما ساختيم. بار عام
شاهي شواهد باستان شناسي
نشان مي دهد كه دو نقش زيباي بارعامشاهي كه اكنون يكي در خزانه تخت جمشيد و ديگري در
موزه ملي ايران بهنمايش
گذاشته شده اند، در واقع قرينه همديگر و
متعلق به پلكان هايشمالي
و شرقي آپادانا بودند كه به بهترين شيوه، آغاز بارعام شاهانه را بهنمايش مي گذارند. نمايش
تحويل سال نو يكي از نقوش حجاري
شده، شيري قوي را نشان مي دهد كه گاويرا در حال بلعيدن است. به اعتقاد محققان اين نقش
نمايش تحويل سال نو استكه
به اين شكل به نمايش درآمده است. يافته هاي
تخت جمشيد ايران در موزه
ديگران ليدي ها، يكي از
ثروتمندترين ساتراپ هاي دوره هخامنشيبودند كه هميشه هداياي بسيار نفيسي را براي پيشكش
به پادشاه خود به همراهمي
آوردند. بازوبندها و پارچه هاي نفيس از جمله اين هدايا بوده اند كهدر كشفيات باستان شناسان و تخت جمشيد به دست
آمده است. امروزه برخي از اين
بازوبندها در ميان گنجينه اي به نام (گنجينه سيحون)در موزه بريتانيا قرار دارد و قطعاتي پارچه از كهن ترين
بافته ها بانقوش
هخامنشي كه در يخچال هاي سيبري محفوظ مانده بودند، در مجموعهحيرت انگيز به نام گنجينه پازيريك» در موزه آرميتاژ سن پترزبورگ
روسيهنگهداري
مي شوند. كاخ سه
دروازه با تالار شورا پادشاهان هخامنشي از
اين كاخ احتمالا براي مشورت بانجيب زادگان پارسي و ساير مقامات بلندپايه كشوري و
لشگري استفادهمي
كردند، به همين جهت به نام تالار شورا خوانده مي شود. كاخ
اختصاصي داريوش كاخ تچد كه هنوز
بقايايي پس از 2500 سال از آن باقي مانده،كاخ اختصاصي داريوش بوده است. جاي جاي اين كاخ سنگ هاي
صيقل زده شده وبراق
همانند آيينه نصب شده كه نور ملايمي كه از پنجره ها واردمي شده اند را انعكاس مي داده اند. هديش هديش با 2250 مترمربع
وسعت، كاخ اختصاصي خشايارشاه بود، اينكاخ روزگاري يكي از زيباترين كاخ هاي هخامنشي محسوب
مي شد ولي در حالحاضر
كاملا تخريب شده است. كاخ ملكه اين كاخ بزرگ كه در
جنوب هديش واقع شده است، محل زندگيملكه و ساير بانوان سلطنتي بوده كه قسمت غربي اين
كاخ بيش از 70سال پيشبازسازي
شده و امروزه موزه تخت جمشيد و بنياد پژوهشي پارسه پاسارگاد رادر خود جاي داده است. براي بيان
زيبايي تخت جمشيدواژه مناسبي نمي توان يافت، گويي معماري
اين كاخ هم چون سمفوني يك موسيقياست و تمام بخش ها با هم هماهنگ هستند،
اما اين زيبايي و هماهنگي پس ازدو قرن در سال 330 قبل از ميلاد توسط
اسكندر مقدوني به آتش كشيده شد وتمام دارايي هاي آن به قول «پلوتارك» بر
پشت 20000 قاطر و 5000 شتر بهيغما رفت و چنين بود كه نام تخت جمشيد
به همراه سازنده و ويران كننده اشبه تاريخ پيوست.
عدد هفت عددي است
كه شايد مثل همه عددهاي ديگر در نظر ما عادي جلوه كنداما نگرش
ما وقتي متبلور ميشود كه خواص عدد هفت را
بدانيم و ببينيم چههفتهايي در
زندگي ما وجود دارند و ما درگير و دار زندگي ماشيني بابيتفاوتي
از كنار آنها رد ميشويم. مثلا شايد جالب باشد كه بدانيم،رنگينكمان داراي هفت رنگ است.
عجايب جهان هفت تا هستند (كه به عجايبهفتگانه
معروفاند) يا در يونان باستان اسطورهاي به نام هفت خداي در
ذهنمردم نقش بسته است و
يا شهر عشق كه در اشعار عطار آمده است، هفت شهر است.
سوره مباركه حمد كه اولين سوره قرآن كريم است هفت آيه
دارد. آسمان دارايهفت طبقه
است. بهشت و جهنم هر كدام داراي هفت طبقه و درجه هستند و
طوافخانه خدا هفت دور است.
موسيقي ايران و يونان هفت دستگاه
دارد و كلا هفت نت در موسيقي داريم.
در سال 1889 ميلادي كتابي از يك جهانگرد منتشر شد كه از جمله روش
شمردن رادر ميان
قبيلهاي از تورس شرح داده است. اينها براي شمردن تنها از دو واژهاستفاده ميكردند؛ يك
و دو. براي عدد سه ميگفتند «دو و يك» براي چهار «دوو دو»
براي پنج «دو و دو و يك» و براي شش «دو و دو و دو» ولي براي عددهايبزرگتر از شش، هر قدر
ميبود، ميگفتند «خيلي»! گرچه اين آگاهي مربوط بهپايان سده
نوزدهم است ولي ميتواند گواهي به شيوه شمردن در آغاز شكلگيريمفهوم عدد در ميان
انسانهاي نخستين باشد. عدد هفت كه سدههاي متوالي
برايآنها ناشناخته بود،
اندك اندك بهصورت عددي مقدس درآمد. وقتي در قصههايكهن كه تا
زمان ما هم ادامه پيدا كرده است، صحبت از شهري ميشود كه هفتبرج و بارو داشت، به
معناي آن است كه اين شهر برج و باروهاي بسيار داشت. هفت آسمان و هفت دريا و هفت كشور به
معناي آسمانها و درياها و كشورهايبزرگ است
نه هفت آسمان و هفت دريا.
هنور در زبان فارسي اندرز ميدهند «هفت بار گز
كن يكبار پارچه كن» اينجمله به
معناي آن نيست كه براي دقت كار و كم كردن اشتباه در اندازهگيرييا هر كار ديگري بايد
درست هفتبار آزمايش كرد، نه شش يا هشت بار. دراينجا هم هفت به معني
بسيار است. عدد 13 همچنين سرنوشتي دارد... عرفايبزرگ، عشق
و وصال را در هفت مرحله و هفت وادي
نشان دادهاند و فاصله بينهستي و
تباهي را پنج مرحله دانستهاند. در افسانهها نيز با 7 سحرآميز
برخورد ميكنيم: سوار ريش آبي هفت همسرداشت، سفيد برفي با هفت كوتوله
پشت هفت كوه زندگي ميكرد و افسانه اژدهايهفتسر...
علاوه بر اينها ميتوان به هفت اقليم، هفت اورنگ، هفت دفتر
شاهنامه، هفتپيكر، هفت گناه
كبيره، هفت خان رستم، هفت گنج و هفت سين
نوروز ايرانباستان
و... اشاره كرد. و به اين ترتيب بود كه تعداد بيشماري هفتگانه دردنيا بهوجود آمد و
به عدد هفت تقدس خاصي بخشيد.
آبراهام لينكلن:
* همه كس مي توانند بدبختي را تحمل كنند، اگر مي خواهيد اخلاق كسي را امتحان كنيد
به او قدرت بدهيد.
آلفرد
دوموسه:
* آدمي شاگردي است كه درد و اندوه او را تعليم مي دهد و هيچكس بدون احساس اين معلم
قادر به شناسايي خود نيست.
آناتول
فرانس:
* هيچ عيب ندارد كه شما فهيم و فيلسوف باشيد، ولي اگر هستيد طوري رفتار كنيد كه
كساني كه با شما حرفي ميزنند شما را به سادگي خودشان تصور كنند.
* هرگز با احساساتي كه از اولين برخورد نسبت به كسي پيدا مي كنيد نسنجيده اعتماد
نكنيد.
* خنده بهترين اسلحه جنگ با زندگي است.
آنتوان
چخوف:
* انسان همان است كه خود باور مي كند.
آنده
ژيد:
* هركس بايد راه زندگي خودش را پيدا كند و از آن راه برود، نه از راه زندگي ديگري.
ابن
سينا:
* هرچه را شنيدي مادام كه دليلي بر خلاف آن نداري ممكن بدان.
ابوالفضل
بيهقي:
* مردان بزرگ نام بدان گرفتند كه چون بر دشمن دست مي يافتند، نيكويي مي كردند و از
او درمي گذشتند.
ادوارد
گيبن:
* بادها و امواج سهمگين پيوسته طرف قابلترين ملاحان هستند.
استاندال:
* در تنهايي و عزلت هرچيزي را مي توان كسب كرد به استثناي شخصيت.
اسپينوزا:
* فقط تا حدي به لذت و تفريح بپرداز كه براي حفظ تندرستي ات لازم باشد.
اسكار
وايلد:
* هميشه دشمنان خود را ببخش چيزي بيش از اين آنها را ناراحت نمي كند. امرسون:
* اعتماد به نفس اولين راز كاميابي است.
اميل
زولا: * تا به حال بيشتر
كساني موفق شده اند كه كمتر تعريف شنيده اند.
اونوره
دوبالزاك:
* استعداد شگرف بدون اراده آهنين معني و مفهومي ندارد.
باسيل
والش:
* اگر ندانيد به كا مي رويد چگونه توقع داريد با آنجا برسيد...؟!
بايگون:
* آميختن سخن راست با دروغ مانند عياري است كه به سكه هاي نقره و طلا نهند. هرچند
مايه استحكام مسكوك است، اما از بهاي آن مي كاهد.
بتهوون:
* اگر مي خواهي خوشبخت باشي براي خوشبختي ديگران بكوش، زيرا آن شادي كه ما به
ديگران ميدهيم به دل خود ما برمي گردد.
بودا: * يك روز زندگي با
روشن بيني، بهتر از صد سال عمر در تاريكي است.
تولستوي:
* همه مي خواهند بشريت را عوض كنند، ولي دريغا كه هيچكس در اين انديشه نيست كه خود
را عوض كند.
جان
اشتاين بك:
* هرچه سن و سال انسان بالا مي رود به همان نسبت در رابطه با تغيير و تحول از خودش
مقاومت نشان مي دهد، به ويژه تغييراتي كه موجب بهتر شدن امور مي شود.
جرج
برنارد شاو:
* فاجعه آميزترين حادثه در دنيا اينست كه فرد نابغه اي بي مرام باشد.
* مزه زندگي بخاطر وجود مرگ از دست نمي رود، همانطور كه خنده ما از جدي بودن زندگي
نمي كاهد.
جرج
هربرت:
* سخنان آرامش بخش كاراتر از يك سطل آب براي خاموش كردن آتش است.
جواهر
لعل نهرو:
* احتمالا در زندگي چيزي بدتر و خطرناك تر از ترس نيست.
* به گذشته خود هرگز نمي انديشم مگر آنكه بخواهم از آن نتيجه اي بگيرم.
چاچيت:
* اگر امروز حتي يك كلمه از ديروز بيشتر بدانيد، مسلما شخص ديگري هستيد.
چارلز
فيلد:
* بي مصرف ترين روزها روزي است كه در آن نخنديده باشيم.
چستر
فيلد:
* روش سخن گفتن همان اندازه اهميت دارد كه خود موضوع مهم است، چه مردم پيش از آنكه
قوه قضاوت داشته باشند، گوش شنوا دارند.
حضرت
محمد (ص):
* عبادت هفتاد قسم مي باشد كه برترين قسمت آن كوشش در راه حلال است.
خواجه
نصيرالدين طوسي:
* با حكيم ستيزگي مكن، با لجوج مباحثه منماي و با اهل تهمت مصاحبه مجوي.
خوان
مانوئل:
* آن فردي كه بي جهت و بي مورد از تو تعريف مي كند، خيال گرفتن آن چيزي را كه داري
دارد.
دكارت:
* مطالعه كتاب هاي خوب، گفتگو با مردان شرافتمند گذشته است.
* اگر طالب و جوياي واقعي حقايق هستي بايد دست كم يك بار در زندگي ات به تمام
چيزها شك كني.
دموكريتوس:
* كسي كه به روي زندگي مي خندد به ريشه هاي عميق اعتماد به نفس نائل شده است،
برعكس اين مسئله تصويرهاي ذهني منفي انسان موجب ياس و سرخوردگي او مي شود.
رابيندرانات
تاگور:
* آنكه قصد نيكوكاري كرده باشد بر در مي كوبد و آنكه قصد عشق مي ورزد، درها را باز
خواهد ديد.
روسكين:
* هر انديشه شايسته اي به چهره انسان زيبايي مي بخشد.
ژان پل
سارتر:
* تفكر جوهر نبوغ است.
سامرست
موآم:
* فاجعه بزرگ انسان ها در هلاك نوع بشر نيست، در دست شستن از عشق ورزيدن است.
* مردم حتي وقتي هم كه از شما مي خواهند معايبشان را آشكارا به آنها بگوييد باز هم
انتظار مديحه سرايي دارند.
سروانتس:
* از كف رفتن ثروت دنيوي يك غم است، از دست رفتن دوست خوب صد غم است، اما آنكه
شهامتش را از دست مي دهد همه چيز را از كف داده است.
سعدي
شيرازي:
* هركه بر زيردستان نبخشايد به جور زيردستان گرفتار آيد.
* انديشه كردن كه چه گويم، از پشيماني خوردن كه چرا گفتم.
سقراط:
* اگر خاموش باشي تا ديگران به سخنت آرند، بهتر از آنكه سخن گويي و خاموشت كنند.
شادهلم
استتر:
* نشاط دروني عمر خود را مي توانيد با تعداد تبسم هايي كه بر لبان شما مي نشيند
اندازه بگيريد.
شاهپور
اول:
* سخن دانشمند همه اش حكمت است و امثال و كلام نادان تمامش كسالت است و ملال.
شكسپير:
* صورت شما كتابي است كه مردمان مي توانند از آن چيزهاي عجيب بخوانند.
* از دست دادن اميدي پوچ و آرزويي محال، خود موفقيت و پيشرفت بزرگي است.
* ترجيح مي دهم ابلهي مرا خندان كند تا دانايي مرا غمگين سازد.
* بزدلان قبل از مرگشان چندين بار ميميرند، وليكن شجاعان تنها يك بار طعم مرگ را
مي چشند.
شوپنهاور:
* اشخاص فرومايه از عيب ها و خطاهاي اشخاص بزرگ لذت فراوان مي برند.
فرانسيس
بيكن:
* فضايل كوچك در نزد عوام جلب تحسين مي كند و فضايل متوسط باعث تعجب ايشان مي شود
و فضايل عاليه را اصلا نمي فهمند.
فنلون:
* خطاهاي ديگران را همچون خطاهاي خويش تحمل كن.
كنفوسيوس:
* عظمت و شكوه انساني ما اين نيست كه هيچ گاه سقوط نكنيم بلكه اين عظمت در آنجاست
كه هر وقت افتاديم دوباره برخيزيم و تلاش را از سر گيريم.
* انسان بزرگ با روي خوش رد مي كند و انسان كوچك با روي ترش مي پذيرد.
كي
چسترتن:
* سكوت، حاضر جوابي غير قابل تحمل است.
گاندي:
* از گناه تنفر داشته باش نه از گناهكار.
گوته:
* خوشبخت ترين افراد كسي است كه فضيلت ديگران را قدر بداند و از خوشبختي ديگران
نيز احساس مسرت كند.
* كتاب محبت را به دقت مطالعه كردم، صفحات مسرت بخش آن را مختصر يافتم و تمام
اوراق را با رنج و اندوه مالامال ديدم.
لاروشفوكو:
* اگر متكبر نباشيم از كبر ديگران شكايت نخواهيم كرد.
* بعضي اشخاص چنان به خود مغرورند كه اگر عاشق بشوند به خود بيشتر عشق مي ورزند تا
به معشوق.
لاكودر:
* اگر مي خواهي دقيقه اي خوشحال باشي انتقام بگير و اگر براي هميشه طالب خوشي هستي
عفو كن.
لوييزهي:
* شفا يافتن يعني تكامل و پذيرفتن تمام اعضاي وجودمان، نه آنچه كه دوست داريم،
بلكه تماميت وجودمان.
* شما نمي توانيد درس هاي ديگران را به آنها ياد دهيد، آنها بايد خودشان اين كار
را بكنند و زماني درس هايشان را ياد خواهند گرفت كه براي آن آماده باشند.
مادر
ترزا:
* در اين جهان نياز به عشق و پذيرش آن را از نياز به نان خوردن بيشتر است.
مارتين
لوتركينگ:
* اگر من پانصد سر داشته باشم همه را در راه حق مي دهم و حاضر نيستم از عقيده و
ايمان خود دست بكشم.
ماكسيم
گوركي:
* كتاب ها بودند كه به من كمك كردند تا از اين باتلاق گنديده بيرون بيايم وگرنه
هلاك ميشدم.
منتسكيو:
* انسان مانند رودخانه است، هرچه عميق تر باشد آرام تر است.
* اوج كارامدي مديريت اين است كه فرد بداند كه به چه مقدار و در كجا بايد از قدرت
خود استفاده كند.
موريس
مترلينگ:
* آدمي ساختار افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است.
مونتين:
* قضاوت فوري در مورد مسائلي كه جنبه هاي مختلف دارند دليل سفاهت و ديوانگي است.
ميكل
آنژ:
* نبوغ آرامش جاوداني است.
ناپلئون
بناپارت:
* اگر مي خواهيد اندازه تمدن و پيشرفت ملتي را بدانيد به زنان آن ملت بنگريد.
واشنگتن
اروينگ:
* افراد كوچك و محدود براي ناكامي خود مرثيه مي خوانند ولي افراد بزرگ از شكست و
ناكامي موفقيت و كاميابي مي آفرينند.
ولتر:
* اگر به ناتوان خشمگين شوي دليل بر اين است كه قوي نيستي.
* از روي سوالهاي فرد بهتر از جواب هاي او مي توانيد درباره اش قضاوت كنيد.
* تصور مي كنم كه اگر كسي يك ربع ساعت فقط در فكر زندگي خودش باشد و بينديشد كه
اگر آنرا اصلاح كند هر ماه زندگي او بهتر از قبل خواهد شد.
* زندگي مانند كودكي است كه اگر مي خواهيد به خواب نرود پيوسته بايد او را سرگرم
داشت.
* كار انسان را از سه بلاي بزرگ نجات مي دهد: افسردگي، فسق و احتياج.
ويكتور
هوگو:
* الماس را جز در قعر زمين نمي توان پيدا كرد و حقايق را جز در اعماق فكر نمي توان
يافت.
وين
داير:
* انسان كامياب كسي نيست كه ثروت بي حساب به دست مي آورد. بلكه فردي است كه به هر
كاري دست بزند موفقيت آن را در آن پديده مي آورد. ثروت تنها يكي از دستاودهاي
انسان هاي موفق است.
* هرچه بيشتر بر اعمال خويش تامل كنيد احتمال اينكه معني و منظور واقعي زندگي را
درك كنيد بيشتر است.
* هرچه رابطه حسنه و سرشار از صميميت و محبت بيشتري را با خود برقرار كنيد به طور
غير ارادي محبت بيشتري براي ايثار به دست خواهيد آورد.
* براي كساني كه به جستجوي تجربه هاي تازه بر نمي آيند ترس از شكست به ترس از
موفقيت مي شود.
* اگر رفتارتان نشان از خشم و نفرت داشته باشد جز خشم و نفرت حاصلي نخواهيد يافت و
اگر عشق بورزيد عشق را با زندگي خود در خواهيد آميخت.
هگل:
* به قاطعيت مي توانم اعلام كنم كه هيچ كار بزرگي در دنيا بدون اشتياق صورت
نپذيرفته است.
هوراس
مان:
* عادت مثل ريسمان محكمي است، هر روز رشته اي از آن مي بافيم و نهايتا توان پاره
كردن آن را نداريم.
چند جمله
از گابريل گارسيا ماركز : هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه
چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود. اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست
ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد. دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد
ولي قلب تو را لمس كند. هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را
با تو بگذراند، نگذران. شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد
نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را، به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي
تواني شكرگزار باشي. به چيزي كه گذشت غم مخور، به آن چه پس از آن
آمد لبخند بزن. هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند، با
اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده،
دوباره اعتماد نكني. زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين
چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري.
اوگادرو (1856-1776) عمده شهرت اين
فيزيكدان زائيده قانوني است كه در فيزيك بنام قانون اوگادرو معروف است. ارشميدس (587-212) او منجنيق هاي شگفت
آوري براي دفاع از سرزمين خود اختراع كرده بود كه سودمند بود. او توانست سطح و حجم
جسم هايي مانند كره، استوانه و مخروط را حساب كند.
اديسون(1931-1847) تلگراف، فونوگراف،
ميكروفون، چراغ برق و لاستيك مصنوعي از اختراعات اوست. اين مخترع بزرگ از ناشنوايي
رنج مي برد. اديسون دوبار ازدواج كرد و پنج فرزند داشت كه يكي از آنها حاكم شهر
نيوجرسي شد. تعداد اختراعات او كه به ثبت رسيده 2500 مي باشد.
اقليدس قضيه اقليدس درباره
نامحدود بودن سلسله اعداد اول بدون ترتيد از شاهكارهاي استدلال رياضي است.
الگوريتم اقليدس نيز روشي است در رياضي او ثابت كرد.
ژرژ سيمون
اهم كشف وي در فيزيك به
نام قانون اهم معروف است.
انيشتين(1955-1879) بزرگترين فيزيكدان
جهان است. تئوري او درباره نسبيت شهرت عظيم دارد. او در كارهاي سياسي بخصوص مسائل
صهيونيست فعاليت داشت و نامه اي به روزولت نوشت و باني شروع تحقيقات اتمي شد. فن براون در سال 1912 بدنيا
آمد. او در 18 سالگي موشكي را به ارتفاع 200 متري پرتاب كرد و بعد با پايگاه نظامي
قرارداد منعقد كرد و در هفتم سپتامبر 1944 موشكي را به هوا پرتاب كردو سپس در
مايلند آمريكا شروع به كار كرد و اولين قمر مصنوعي را به فضا پرتاب كرد. برتوله(1822-1748) قانون تجزيه مضاعف را
كه بنام برتوله مشهور است كشف كرد. با ناپلئون به مصر رفت و اكتشافات مهمي بدست
آورد. قانون سفيد كردن چلوار و تصفيه آب بوسيله زغال و باروت كلرات از كشفيات
اوست.
پاسكال(1661-1622) او در 16 سالگي كتابي
درباره مقاطع مخروطي نگاشت و در 18 سالگي موفق به اختراع ماشين شد.
رونتگن(1923-1845) وي موفق به اخذ مدرك
دكترا در رشته فيزيك گرديد. مطالعات او بيشتر درباره الكتريسيتهو نور و گرما بود.
بالاخره موفق به كشف اشعه ايكس شد.
ژول وي به مطالعه درباره
مغناطيس و الكتريسيته پرداخت و در سال 1838 يك موتور الكتريكي اختراع كرد و در صدد
برآمد كه ميزان جريان الكتريسيته در سيمي را حساب كند و به اين طريق توانست قانون
مشهوري را به نام قانون ژول بيان كند. پير فرما كتابي در مورد هندسه
به نام مكان هاي سطح و حجم نوشت. متاب ديگري به نام ماگزيموم و مينيموم ها نوشت.
فرما را پايه گذار دانش حساب ديفرانسيل و آناليز مي دانند. كاونديش(1810-1731) او در علم شيمي صاحب
اكتشافات مهمي شد و سرانجام توانست با عمل ضرب مختصري وزن زمين را معين كند. كلر دويل(1884-1818) بسيار از اكتشافات وي
درباره عمل حرارت هاي قوي است كه در فلزكاري به كار مي رود. او سه فلز كمياب ره
نام هاي گلو سينيوم، اينتريوم و آلومينيوم را كشف كرد.
مادام كوري(1934-1867) او به همراه همسرش
پير در سال 1903 موفق به كشف اورانيوم شدند و در سال 1895 موفق به كسب جايزه نوبل
شد.
گاليله(1642-1546) او دريافت كه زمين به
دور خورشيد مي چرخد و به همين دليل واتيكان او را محكوم كرد و به زندان انداخت و
در اواخر عمر از نيروي بينايي محروم شد.
گوتنبرگ او به يال 1398 متولد
شد. ماشين چاپ از اختراعات اوست و با ماشين چاپ خود كتاب انجيل را منتشر كرد. ماركني متولد 1875 در
فرانسه. او از طريق دولت فرانسه مامور يك انجمن براي تكميل تلگراف گرديد و توانست
براي اولين بار تلگرافي را به بولوني آن طرف انگلستان بفرستد.
هوينگس(1695-1629) وي اولين فردي است كه
لنگر ساعت و فنر ساعت هاي جيبي و دستي را اختراع كرد. او براي اولين بار كمربند
اطراف زحل را كشف كرد.
نيوتن او به سال 1642 متولد
شد. نيوتن در كمبريج نمونه و مظهر استاد كم حافظه به شمار مي رفت. او موفق به كشف
جاذبه زمين شد.
جيمز وات(1819-1736) وي با تكميل ديگ بخار
خدمت عظيم به فيزيك و مكانيك نمود و همچنين با اختراع كندانساتور بخار كه به وسيله
آن صرفه جويي بسيار زيادي در مصرف سوخت به عمل مي آيد كمك شايان به استفاده از
نيروي بخار نموده است.
هرتز(1894-1857) او استاد عالي فيزيك
فني بود و در نتيجه كوشش هاي آو امواج الكتريكي شناخته شد.
رابرت هوك(1703-1635) قانون هوك كه بيان مي
كند اندازه نسبي تغيير شكل مكانيكي متناسب با تلاش است نتيجه تلاش اوست. او
بنيانگذار علم هواشناسي به شمار مي رود.
مثل آفريقايي:
* سكوت بزرگترين قدرت هاست.
* حقيقت تلخ بهتر از يك دروغ شيرين است.
* هميشه حق با كسي نيست كه بهتر سخن مي گويد.
مثل
آلماني:
* همسايه خود را دوست بدار اما ديوار بين خودان را از بين نبر.
* از كلمات مانند پول هايت استفاده كن.
مثل
اسپانيايي:
* اگر ميخواهي زياد عمر كني در جواني پير شو.
مثل
انگليسي:
* براي اينكه پيش روي قاضي نايستي، پشت سر قانون راه برو.
* شخص قوي و آبشار هردو راه خود را باز مي كنند.
* عالي ترين سلاح براي مغلوب كردن دشمن خونسردي است.
مثل
چيني:
* دست شكسته تان را داخل آستين تان پنهان كنيد.
* آنكس كه آهسته گام بر ميدارد خيلي دور ميرود.
وب لاگي با موضوعات متنوع و مختلف مانند: جملات قصار و زيبا از مشاهير ايران و جهان , دانستنيها, ضرب المثل ها, اطلاعات عمومي و همچنين همراه با مطالب جالب و خواندني ديگر
شما دوستان عزيز نيز مي توانيد با پيشنهاد و انتقادهاي خود در پر محتوا كردن كردن و پويايي اين وب لاگ با من همراه شويد
ضمنا اگر مايليد مطالب شما در اين وب لاگ قرار گيرد آنها را توسط ايميل براي من ارسال كنيد
ايميل من:
www.PersiaClimax@Yahoo.Com
وب لاگي با موضوعات متنوع و مختلف مانند: جملات قصار و زيبا از مشاهير ايران و جهان , دانستنيها, ضرب المثل ها, اطلاعات عمومي و همچنين همراه با مطالب جالب و خواندني ديگر
شما دوستان عزيز نيز مي توانيد با پيشنهاد و انتقادهاي خود در پر محتوا كردن كردن و پويايي اين وب لاگ با من همراه شويد
ضمنا اگر مايليد مطالب شما در اين وب لاگ قرار گيرد آنها را توسط ايميل براي من ارسال كنيد
ايميل من:
www.PersiaClimax@Yahoo.Com